نگاهی گذرا به نظام آموزشی و تربیتی حوزه علمیه (5)
169 بازدید
موضوع: فقه و اصول

نگاهی گذرا به نظام آموزشی و تربیتی حوزه علمیه (5)

 در راستای محورهای سه گانۀ مذکور در یادداشت قبلی ، در خصوص ضرورت ها و بایدها و نبایدهای فقه و اصول ، به موارد دیگری اشاره می شود. البته یادآوری این نکته لازم است که بدانیم هرگونه طرح ناپخته و غیرعلمی در زمینۀ هر نوع اصلاح نظام آموزشی حوزوی ، که مراحل همه جانبۀ تحقیقاتی و مشورتی و مطالعاتی اش را طی نکرده باشد ، نه تنها مشکلی را حل نمی کند ؛ بلکه باعث نظام گسیختگی در وضعیت موجود نیز می گردد. لذا درچنین وضعیت و پیش فرضی باید گفت: " اذا دار الامر بین النقیصة او الزیادة ، فالنقیصة اولی من الزیادة " ؛ و در این فرض می بایست به وضع موجود اکتفا نموده و از خیر توقع وضع مطلوب گذشت . زیرا بدیهی است که هر نوع ناپختگی در این امر مهم ، به کارکردهای فعال فعلی نیز آسیب جدی می رساند.   

1- با توجه به گستردگی کار در تحصیل معارف اسلامی و از جمله فقه و عمر محدود و فرصت بسیار کم طلاب از طرفی ، و انتظار بازدهی هرچه زودتر و بهتر از آنان از طرف دیگر، می بایست در خلاصه کردن و جمع و جور نمودن سرفصل ها و مواد درسی اقدامات پخته و مناسبی صورت گیرد. در این مورد به عنوان نمونه، حذف موضوعات و مسائل غیرکاربردی که به اصطلاح تنها جنبۀ علمی و ذهن پروری دارد، یک اولویت به حساب می آید. و یا مثلاً تلخیص کتب و منابعی که مورد مراجعه در سطوح تحقیقات اجتهادی و یا احیاناً به عنوان سرفصل درس فقه خارج انتخاب می شوند - مانند کتاب شریف جواهر الکلام - می تواند کمک مؤثری به پیشرفت کار اساتید و شاگردان حوزه بنماید. و اساساً کوتاه کردن فاصله زمانی و طول تدریس درس خارج و منضبط نمودن هرچه بیشتر آن ضرورتی غیر قابل انکار است. امروزه تدریس و تدرّس یک دررۀ کامل درس خارج فقه (من الطهارة الی الدیات) حتی صرفنظر از فقه المحادثات و مسائل مستحدثه و جدید ، نیاز به عمری بیش از یک عمر معمولی دارد. ضمن اینکه شیوۀ ارائه نیز به دلیل استاد محور بودن- مضاف بر شلوغ بودن نوعی درس ها- بسیاری از فرصت ها را از طلاب گرفته و از بازدهی مورد توقع در باب خروجی دروس خارج یعنی پرورش هرچه بیشتر مجتهد و محقق و فقیه ، کاسته و می کاهد. بعلاوه اینکه اولویت سنجی هایی در اختصاص وقت و هزینه به ابواب مختلف فقهی نیز موضوع دیگری است که در این راستا باید مورد توجه اساتید درس خارج و همچنین برنامه ریزان دروس حوزوی قرار گیرد.      

2- با توجه به رابطۀ حکم با موضوع ، لازم است بخشی از کار فقه در حوزۀ تشخیص موضوع که نیاز به کار کارشناسی دارد، به حوزه های مختلف کارشناسی ارجاع داده شود ؛ تا امر تبیین موضوع و بالتبع تشخیص حکم ، هم سهل و آسان و هم هر چه نزدیک تر بواقع انجام گیرد. تبیین و تحدید موضوع در بسیاری از موارد با توجه به غیر تعبدی بودن آنها ، در استنباط حکم دارای اهمیت فراوان می باشد. در بخش غیر عبادات فقه که اصطلاحاً از آنها به معاملات و احکام (مثل حدود و دیات و قصاص) تعبیر می شود ؛ و حتی در مواردی از بخش فقه عبادات ، شناخت دقیق موضوع در تحصیل درست حکم نقش اساسی دارد. و از آنجایی که بطور معمول یک فقیه ، توانایی شناخت دقیق موضوعات را با این گستردگی ندارد ؛ لازم است در این باب کارهای کارشناسی مناسبی با نظارت فقیه صورت گیرد. وقوع این امر ، مقلّد مکلّف را نیز از برخی سردرگمی های تشخیص موضوع که معلول عدم توانایی خویش و یا معلول ابهامات عرفی است ؛ نجات می بخشد. بنابراین ما حوزویان نمی توانیم تنها به صرف اینکه وظیفه مجتهد ابلاغ حکم و فتوی است ، با إحالۀ تشخیص موضوع به عرف ، به این آسانی از خود رفع مسئولیت نماییم.       

3- با توجه به اینکه دو منبع اصلی فقه ، کتاب و سنت است ؛ لازم است طلبه قبل از ورود به مباحث تحقیقی و تحلیلی درس خارج، بطور تخصصی - ولو بالاجمال و فی الجمله - یک دوره قرآن شناسی در حد آیات الاحکام و یک دوره حدیث شناسی در حد تشخیص متن و سند حدیث را گذرانده باشد. این امر حداقل ضرورت کار تحقیقی بوده و بدون آن نباید انتظار داشت ، محققانی آماده و برجسته پرورش یابند. نباید این نوع ضرورت عام را به اقدامات شخصی و ذوقی طلاب واگذاشت و برای آن در سطوح مختلف تحصیلات حوزوی برنامه ریزی نکرد. زیرا تبدیل این ضرورت عام به امکان خاص، به همین میزان از بازدهی های کمی و کیفی مجتهدپروری حوزه کاسته و آمار خروجی های مورد انتظار را کاهش می دهد. طلبه ای که می خواهد فقیه کارآمدی شود ، از نیازهای اولیه اش ، شناخت آیات الأحکام قرآن و توانایی تحلیل و تفسیر نسبی آنها ، قبل از ورود به درس خارج است. و همچنین کسب توانایی لازم برای شناخت حدیث و آشنایی به اسناد و بطور خاص دلالت حدیث که نیاز به تلاش و تمرین های زیادی هم دارد ، امری غیر قابل چشم پوشی می باشد. و در همین راستا با توجه به دو منبع جانبی فقه یعنی عقل و اجماع - در کنار کتاب و سنت - لازم است در طول دورۀ سطح ، طلاب حوزه با حدود و ثغور این دو و تفکیک سره از ناسره در کارکرد عقل و اجماع ، آشنا شده و از زوایای پیدا و پنهان این دو بطور شفاف آگاه گردند. نباید چنین شناخت لازمی را به تعلیم ضمنی همراه با گذراندن دروس واگذار کرد. چنین نقیصه ای باعث شده و می شود که طلبه ای که اشتغال به درس خارج دارد با مواجهه با انواع و اقسام ادعای اجماع در کتب فقهی نتواند با تفکیک آنها و تشخیص مثلاً اجماع مدرکی و بالتبع عدم حجیت آن در مقایسه با اجماع اصیل و دارای حجیّت ، به نتیجۀ درست فقهی و اجتهادی برسد.  و یا دربرخورد با موضوع عقل و کارکردهای سالم و مثبت آن و دیگر موارد از کارکردهای منهی آن در فقه ، همچون قیاس ، قدرت تفکیک لازم را نداشته و در نتیجه یا به خلط امور دچار شده و یا به تعطیلی بعضی از فتاوای گره گشا منجر شود.       

4- و اما اشکالی که در رابطه با اصول فقه ما در سطوح عالیۀ آن وجود داشته و نیاز به اصلاح جدی دارد ؛ اینکه خلط مسائل فلسفی با مسائل فقهی و اصولی و استناد به قواعد مربوط به تکوین در راستای اثبات امور اعتباری ، در بسیاری از موارد به مبانی علمی اصول آسیب رسانده ؛ که باید برای آن فکری نمود. به عنوان مثال در موارد زیادی در وعاء مسائل اعتباری از قاعدۀ " الواحد لایصدر عنه الا الواحد " ، که یک قاعدۀ فلسفی و مربوط به تکوینیات است ، استفاده شده است. و یا لابشرط و بشرط لا و .... که از تقسیمات ماهیت در فلسفه است و مبانی فلسفی خاص خودش را می طلبد ، بدون در نظر گرفتن و رعایت آن مبانی ، در برخی موارد و از جمله در بحث اطلاق و تقیید و ..... مورد استناد برخی اصولیون قرار گرفته است.            

5- نقیصۀ قابل ملاحظۀ دیگری در همین علوم تمهیدی فقه مانند اصول فقه که بسیار هم مشهود و ملموس است ؛ آنکه : ذهن طلاب در حین تحصیل قواعد و اصول مطرح ، با مثال های فقهی مورد ابتلاء ، یا اصلاً درگیر نشده و یا به ندرت درگیر می شود. مثال هایی که اکنون در تبیین قواعد مورد استفاده قرار می گیرد ؛ نوعاً مثال هایی تکراری و کلیشه ای و در عین حال بیگانه از آن مسائلی است که طلبه در حال و آیندۀ تحقیقات فقهی خود با آنها مواجه می شود. به تعبیر دیگر تطبیقات فقهی علم اصول بسیار کم است ؛ در صورتی که این نوع تطبیقات و تمثیلات و نمونه آوری هاست که هم علم اصول و فقه را با هم عجین نموده و به هم نزدیک تر می نماید ؛ و هم ذهن محقق را از همین ابتدا با مسائل اصلی پیش روی خود درگیر کرده و پویا و فعال می گرداند.

با توجه به مبنای ما در خلاصه گویی و نگاهی گذرا داشتن به موضوع ، به همین اندازه از مطالب و موارد مذکور بسنده کرده و ناگفته های تفصیلی را به فرصتی دیگر و یا دیگر عزیزانی که در این مسیر احساس مسئولیت می کنند ، وا می گذاریم. امیدواریم دست عنایت صاحب الأمر علیه الصلوة و السلام و عجّل الله تعالی فرجه الشریف ، که رئیس اصلی و صاحب مبسوط الید ماست، نواقص ما را رفع و بلایا را مثل همیشه از سر ما دفع نماید. انشاءالله!

و آخر دعوانا أن الحمدلله ربّ العالمین والسلام علینا و علی عبادالله الصالحین