نگاهی گذرا به نظام آموزشی و تربیتی حوزه علمیه (1)
279 بازدید
تاریخ ارائه : 1/3/2015 1:25:00 PM
موضوع: فقه و اصول

نگاهی گذرا

 به

نظام آموزشی و تربیتی حوزه علمیه (1)

بدیهی است ؛ یک نظام آموزشی به هر اندازه در شکل و ماهیت ، کامل تر و بی نقص و اشکال تر بوده باشد ، کارآیی و توانمندی بیشتری در تأمین اهداف مورد نظر خود خواهد داشت.اگر اینگونه باشد ،یک برآورد حداقلی می گوید: از یک طرف انواع هزینه های مادی و معنوی کاهش یافته ؛ و از طرفی تولیدات مورد انتظار ، هم به همان اندازه افزایش می یابد. و بطور طبیعی: إن عَکسَ ،عَکسَ. بنابراین بهره وری هرچه بیشتر یک نظام آموزشی و تربیتی ، به درستی و نادرستی و یا رسایی و نارسایی اصول ساختاری ماهوی و شکلی آن وابسته است. لذا ضرورت دارد ، هر از گاهی مطالعه ای ولو اندک و اجمالی در این رابطه ، در حوزه نظام آموزشی اصیل و سابقه دار حوزه های علمی – دینی انجام گیرد ؛ تا اگر نیاز به اصلاح و بازنگری هایی باشد ، این امر هر چه عالمانه تر و در عین حال محتاطانه تر انجام گیرد. و البته چنین مطالعاتی هرچه متمایل به جنبه های آسیب شناسی بوده باشد ، شاید رو به جلوتر و پیش برنده تر هم باشد. به همین سبب بر آن شدیم به عنوان یک تحصیل کردۀ حوزه و ناظر از نزدیک این نظام آموزشی ، طی چند شماره یادداشت ، در این رابطه مطالبی – مختصر و فهرست وار- عرضه نماییم. امید است که مورد توجه  اساتید و برنامه ریزان نظام آموزشی حوزه واقع شده و مفید فایدۀ طلاب علوم دینی واقع گردد! در این شماره ، به معدودی از امتیازات ویژۀ نظام آموزشی و تربیتی حوزه که عوامل اصلی موفقیت های آن در طول این چند قرن بوده است ، اشاره می نماییم. وجود و حضور این عوامل بوده ، که توانسته است ، در یک سابقه طولانی تاریخی ، حوزه های علمیه ما را در ردیف بهترین و موفق ترین نظام های آموزشی قرار دهد. و بدیهی است ؛ نبود و یا کمبود این امتیازات در حال یا آینده ، به همان نسبت ، می تواند خسارت های جبران ناپذیر و یا حداقل پرهزینه ای  را نیز برای ما در برداشته باشد.

برخی از این امتیازات عبارت اند از:  

1-  وجود انگیزه های معنوی و الهی فوق العاده مهم و پررنگ در طلب علم و دانش برای طلاب علوم دینی ؛ تا جایی که تحصیل این علوم از بزرگترین عبادات محسوب می شود. طلاب در تحصیل، نظر به وجه الله داشته و در جایگاه یک سالک الی الله درس می خوانند. و همین انگیزه در سطح عالی تر آن ، در میان اساتید در مقام تدریس علوم و نشر دانش نیز وجود دارد.

2-  پاک بودن نسبی فضای تعلیم و تعلّم از جاذبه های نفسانی در تمام سطوح ؛ و کمرنگ بودن عناوین اعتباری و توقعات و انتظارات دنیوی. و در کنار آن تربیت نفوس برای آمادگی تحمل سختی ها و مشکلات مسیر دانش طلبی و نترسیدن از غربت و فقر و.....در این طریق.

3- استمداد و استعانت از خداوند و توسل به اولیاء دین برای فهم مطالب و کسب توفیقات علمی و پیشرفت های لازم. و اصولاً وجود چنین معرفتی که بدانیم: "کار به عنایت است" ؛ و باور به اینکه: "من الله التوفیق" ؛ خود توفیق و جهش بسیار بزرگی در راه تحصیل علم است.

4- حذف زواید زندگی در گونه های مختلف آن و پرهیز از امور غیرضروری و تلبس به لباس سادگی در حد امکان ، و بالطبع تمرکز حواس ظاهری و باطنی بر محوری ترین امر زندگی طلبگی یعنی دانش طلبی و کسب علم.

5- روابط بسیار عالی انسانی و عاطفی میان طلاب علوم دینی بطور عام ؛ و میان شاگرد و استاد بطور خاص ، و حاکم بودن روح اخلاق و معنویت ، صفا و صمیمیت بر روابط عمومی در برخوردهای ساده و روزمره زندگی و همچنین در حوزه و دایره ی ارتباطات علمی.

6- احترام فوق العاده شاگرد نسبت به استاد؛ و در مقابل دلسوزی و عنایت خاص استاد نسبت به شاگرد در مسیر پیشرفت وی ؛ حتی در اهتمام به گره گشایی از شاگرد و رفع مشکلات زندگی شخصی ایشان در حد توان.

7- حذف و یا حداقل تعدیل رقابت های منفی احیانی و احتمالی و تقلیل حسادت های طبیعی میان اهل علم که حاصل روح تقوای دینی می باشد.

8- داشتن روحیه حقیقت طلبی و کشف واقع ، و پرهیز از لجاجت های خودخواهانه در پژوهش ها و ارائه آراء و نظرات علمی.

9-  پر رنگ بودن مباحثه های دروس علمی و تضارب آراء و اندیشه ها در سطوح مختلف حوزه ؛ بخصوص در سطوح عالی ، که تفحص از اقوال سلف یکی از محکم ترین قواعد دروس عالی می باشد. سنت رجوع به منابع گوناگون و استفاده از نظرات علمی بزرگان دوره های گذشته ، در همین راستاست. این امر به گونه ای پررنگ بوده و هست که حتی بخشی از مراجعات علمی علماء و فقهاء ما ، مراجعه به منابع مخالفین در مذهب ، و طرح اقوال آنان می باشد.

10-  حاکم بودن روح پرسش و پرسشگری بر فضای تعلیم و تعلّم ، که این امر ، همواره زیباترین صحنه ها را در حلقات درسی حوزه خلق کرده و می آفریند.

11-  پیش مطالعه ی دروس ، که سهم بسیار کارسازی در فهم دروس و تسریع در کار تدریس و تدرّس دارد.

12-  وجود فضای بسیار عالی نقد و نقادی همراه با شرایط لازمه ، و بالتبع دقت و تأمل بسیار خوب استاد و شاگرد در تفهیم و تفهم مطالب درسی.      

13-  کار و تلاش مستمر و استفاده از وقت بطور مناسب و نسبی ، تا جایی که طلاب کوشای حوزه های علمی ، در واقع نه تعطیلی عرفی در زندگی علمی خود دارند و نه حد و مرز و توقفگاهی در مسیر طلبگی برای خود تصور می کنند. اجتهاد که در ظاهر بالاترین درجه علمی طلاب علوم دینی است ، آغاز راه محسوب می شود نه پایان راه. 

14-  کتابت و یادداشت برداری از دروس و عدم اعتماد به ذهن و محفوظات آن ؛ که همین امر موجب پدید آمدن بخش قابل توجهی از تراث علمی موجود حوزه شده است ؛ که تقریرات علماء نیز از همین نمونه و در همین راستا می باشد.

15- اهتمام به تدریس در اسرع وقت دروسی که طلبه ی علوم دینی خوانده و گذرانده است. این امر بستگی به احساس توان طلبه ی استاد و آمادگی در تدریس آن درس از یک طرف؛ و پذیرش شاگرد از طرف دیگر داشته ؛ و تشریفات زاید و خاص دیگری ندارد. برکات این رسم آموزشی حوزوی بسیار چشمگیر می باشد. این موضوع بیانگر این نکته نیز می باشد، که درس به گونه ای ارائه شده و به گونه ای نیز اخذ شده است ، که شاگرد را بلافاصله پس از گذراندن آن درس ، بر کرسی استادی آن درس نشانده است.

16- در نظام حوزه همگان ، اعم از شاگرد و استاد ، بزرگ و کوچک ، سالک و واصل ، و.......؛ همواره خود را سرباز امام عصر(علیه الصلوة و السلام و عجل الله تعالی فرجه الشریف) تلقی نموده ؛ و عنوان خادمی دین را برای خود افتخاری بزرگ می دانند. و بدیهی است ؛ این روحیه چه اندازه ، مسیر را باز ، راه را آسان و موفقیت ها را افزایش می بخشد. 

 این موارد و برخی موارد دیگر ، سبب شده است که نظام آموزشی حوزه، یکی از موفق ترین نظام های آموزشی به حساب آید ؛ و خروجی اش نیز در حد مطلوب و مقبول به تلقی باشد. در یادداشت های بعدی ، انشاءالله به جنبه های دیگر موضوع اشاره خواهد شد.    

 والسلام علینا و علی عبادالله الصالحین