ضیافت
89 بازدید
تاریخ ارائه : 7/13/2013 8:56:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

ضیافت

 در یکی از فراز های خطبه شعبانیه رسول خدا( صلی الله علیه و آله و سلم )در فضیلت ماه مبارک رمضان، آن حضرت از این ماه، به عنوان ماه " ضیافت الله "، تعبیر فرموده است.(هو شهرٌ دُعيتم فيه إلى ضيافة الله). ضیافت(مهمانی)،مصدر و ضیف(مهمان) نیز که یکی از مشتقات آن می باشد، از ماده " اضافه" می باشد. إضافه، أضاف الشئ الی الشئ است؛ و در ضیافت مصطلح، به این وجه است که ضیف(مهمان) با وارد شدن بر فردی یا جمعی به آن فرد یا جمع اضافه می شود. با این اضافه که ضیافت شکل می گیرد، به یک اعتبار، مهمان در شمار اهل و عیال میزبان درآمده و نان خور او محسوب می شود، بلکه تا وقتی بر سر سفره ضیافت میزبان است، به منزله ی یکی از اعضای خانواده اوست. میزبان،همانگونه که برای اهل و عیال هزینه می کند، برای مهمان نیز هزینه می کند. همانطوری که به اهل خویش محبت می کند، به وی نیز محبت می کند. پس مهمان با ورودش به این خانه، به خانواده اضافه شده است. بر همین مبناست که در فقه با شرایط خاص خودش، زکات فطرۀ مهمان شب عید فطر، مانند سایر نان خورهای میزبان، بر عهده میزبان است؛زیرا: الضیف،أضاف إلی هذا البیت.ادبای کلام در باب اضافه می گویند: اضافه دلالت بر اتصال دارد و برای بیان اتصال و همراهی دو چیز، این باب وضع شده است.و به دلیل همین اتصال است که مضاف از مضاف الیه کسب تعریف و یا کسب تخصیص می کند؛ و تنوین نیز که نشانه انفصال است به سبب اضافه حذف می شود.این احکام همه گویای این نکته است که مضاف سر سفره مضاف الیه نشسته است. هم از نان او ارتزاق نان می کند و هم از نام او کسب نام می کند. و مهمان نیز بر سفره میزبان،هم از رزق آماده او می خورد و هم شیرین و بی منت می خورد. درست مثل نعیم آخرت. نعیم آخرت برای اهل آخرت، هم آماده و بی درد سر است(( أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقينَ- آل عمران، 133) و هم بی منّت و شیرین (ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنينَ-حجر،46) . دارالآخرة مهمترین ویژگی اش همین است. شاید شنیده باشیم که در ماجرای ملاقات حضرت موسی و خضر(علیهما السلام) چنانکه عزیز الدین نسفی در انسان کامل آورده است؛ که: آن دو پیامبر خدا، روزی در بیابانی گرسنه شدند. آهویی بیامد، و میان هر دو بایستاد. آن طرف که رو به طرف حضرت خضر (ع)بود، پخته بود؛ و آن طرف که رو به طرف حضرت موسی(ع) بود، خام بود. خضر(ع) شروع به تناول کرد و موسی(ع) که نمی توانست تناول کند، همچنان خوردن خضر(ع) را نگاه می کرد. خضر (ع) فرمود: یا موسی، آتش و هیزمی تهیه کن و گوشت را بریان و پخته کن و بخور. موسی(ع) از حضرت خضر سوال کرد که چگونه است که آن طرف تو پخته است و این طرف من خام ؟ حضرت خضر فرمود: ای موسی، من در آخرتم و تو در دنیا، رزق دنیا مکتسب است، و رزق آخرت آماده و پرداخته است. رزق دنیا مستألف است، و رزق آخرت مستفرغ است. دنیا سرای عمل است، و آخرت سرای جزاست و رزق ما آماده و پرداخته رسد، و رزق شما موقوف به سعی و کوشش باشد. 

آری در ضیافت الهی همه چیز پخته و آماده است.در این ضیافت، غذا را از قبل پخته اند؛ سفره را انداخته اند، غذا را هم چیده اند، مهمان تنها باید خود را کنار سفره بکشد و بقدر وسع و مزاج تناول کند. ضیافت الهی هم، دنیا و آخرت ندارد. به کسی که اذن دخول به این ضیافت داده می شود، در واقع اذن ورود به بهشت داده اند. و بهشت به معنی عام اش، اختصاص به آخرت ندارد. نعیم حضرت منعم و احسان حضرت محسن که دنیا و آخرت ندارد.

 اذن ورود به بهشت هم، یعنی اذن ورود به عالم مجردات؛ و عالم مجردات عالمی است فارغ از نواقص و محدودیت های دنیا و دنیوی، جار و جنجال های دنیا و دنیوی، دعواهای دنیا و دنیوی، جا تنگی ها و تنگ خُلقی های دنیا و دنیوی، زحمت ها و دردسر های دنیا و دنیوی. هر جا و هر وقت این حال و مقام و مرتبه حاصل شد، همان بهشت است. بهشت یعنی آسودگی از شر و شور دنیای اسباب، یعنی استغنای از غیر سبب الاوّل و اوّل السبب. بهشت یعنی ارتزاق مستقیم و بلاواسطه از سفره الهی؛ یعنی دخول به صحن و سرای غذای پخته و دارالمقام رزق آماده؛ چنانکه در باره حضرت مریم (ع) می فرماید :كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً قالَ يا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ (آل عمران،37 ) و این حاصل نشود مگر اینکه آدمی از کثرت خبیثه طبیعت به وحدت طیّبه حقیقت درآید. و اگر از این دریوزگی درآمد، آن گدای مسکین دوره گرد بر گِرد خانه ی این و آن، سلطان مستقرّ مستغنی از تمامی این و آن می گردد. و ماه مبارک رمضان که ماه مهمانی خداوند سبحان از بندگان خویش  است، برای اهل و اهالی روزه چنین فرصتی؛  و برای مهمانان ویژه اش، چنین سفره ای است.      

والسلام علی عبادالله الصالحین