الْجَارُ ثُمَّ الدَّارُ
61 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

الْجَارُ ثُمَّ الدَّارُ

بسم الله الرحمن الرحیم

حتماً بسیاری از ما این نکته زیبا و سخن عمیق را از دخت بی همتای پیامبر گرامی اسلام(ص)- فاطمه زهرا(س)- شنیده و یا دیده ایم؛ که فرموده اند: الْجَارُ ثُمَّ الدَّارُ؛ یعنی: "اول همسایه بعد خانه و خانواده." در این بیان مختصر که به صورت ضرب المثل درآمده است،حضرت به روش و شیوه ای اشاره می نماید که حد اعلای آن را تنها در این خانواده می توان سراغ گرفت. مقدم داشتن دیگران بر خود در راحتی و آسایش، رسم جاری این خانواده، بوده است. داستان بذل و بخشش افطاری مختصرشان در سه روز متوالی به فقیر و یتیم و اسیر درمانده، تنها به عنوان نمونه ای در سوره "هل اتی" بیان شده است؛ تا از حقیقت خورشیدی این خانواده که همواره بر همه تابیده و می تابند، تا اندازه ای پرده برداشته شود. اما نکته آموزشی این سخن نورانی و مبارک برای دوستداران و شیعیان آن حضرت بطور خاص و این خانواده بطور عام،از اهمیت بیشتری برخوردار است.آن بانوی کرامت و انسانیت با این بیان که ترسیمی از زندگی شان بوده، راه و رسم زندگی اجتماعی را به ما نشان داده است. راه و رسم کریمانه خانواده ای که مثل خورشید بر دوست و دشمن می تابیده و مانند باران بر حجر و شجر می باریده اند. مهم این است که این سیره و شیوه زندگی، به سیره و شیوۀ زندگی ما که خود را شیعه و دوستان و دوستداران آن بزرگواران می دانیم، تبدیل گردد. بنابراین بجاست که خود را نسبت به این موضوع،در معرض نقد قرار دهیم و ضمن یک محاسبه ساده،از خود بپرسیم: چقدر از راحتی و آسایش خود برای راحتی و آسایش دیگران هزینه کرده و می کنیم؟ چقدر برای دیگران نافع و سودمند بوده ایم و هستیم؟ به چند نفر نیازمند کمک، کمک کرده و می کنیم؟ به چه تعداد از کسانی که در زندگی به مشکل برخورد کرده اند، گفته ایم و می گوییم: "می توانی روی کمک من حساب کنی"؟ چند نفر را در مشاوره و راهنمایی، دلسوزانه و بدون هیچ طمع و توقعی یاری کرده ایم؟ آیا تا به حال و هم اکنون دیگران از جیب ما، حساب بانکی ما، سفرۀ ما، حقوق و مزایای ما و...... بهرمند شده اند و یا می شوند؟ چه اندازه اهل گره گشایی هستیم؟ چند مورد خدمت خالصانه بی ریا و بی ادعا در پرونده داریم؟ صبح که وارد زندگی می شویم و با مردم بسر می بریم تا شب که به خانه برمی گردیم، چند مورد گره گشایی از کار دیگران می کنیم؟ در موقعیت قبض و بی بضاعتی که دستمان خالی است، حداقل با لبخند و لیانت و نرمی، به چه تعدادی از آدمها شادی بخشیده ایم؟ از حال همسایه و قوم و خویش ضعیف خود باخبریم؟ آیا شکمی را آبرومندانه سیر کرده ایم و می کنیم؟ آیا دلی را خاضعانه و متواضعانه شاد کرده ایم و می کنیم؟ وقتی دست هایمان به آسمان بلند می شود، برای دیگران هم دعا کرده و می کنیم؟ به یاد دوست و غیر دوست گرفتار و دربند، مریض و مریض دار، بی سر پناه و یتیم،و.... هم هستیم؟ برسر سفره رنگی و متنوع خود، گرسنه ای هم نشانده ایم؟ چند بار نوبت خود را در صف زندگی روزمره به دیگری داده ایم؟اصلاً کمی پایین تر می آییم و از خود سؤال های آسان تری می پرسیم: مردم از دست و زبان ما در امن و امان اند؟ نسبت به خلق خدا بی آزاریم؟ اگر نان به سفره کسی نمی بریم، نان از سفره کسی برنمی داریم؟ اگر نان برای کسی نمی بریم، نان کسی را نمی بُرّیم؟ آیا اگر خیرمان به دیگران نرسیده، لااقل شر نمی رسانیم؟ چقدر در معامله با خلق خدا اهل انصافیم؟ در چند مورد که حق با ما بوده یا نبوده، حق را به دیگران داده و خود را کنار کشیده ایم؟ در زندگی اجتماعی،چند مورد "ببخشید"،"عذر می خواهم"، "اشتباه از من بود" و امثال این عبارات را بر زبان جاری کرده و می کنیم؟ و یا حداقل در مقابل عذرخواهی دیگران، عذر می پذیریم و به آسانی رد می شویم؟ آیا شده است که در برخورد با کسانی که از روی جهل و نادانی، حرمت ما را نگه نمی دارند و با طعن و وهن ما را اذیت می کنند و آزار می رسانند، کریمانه گذشت کنیم؟ و صدها پرسش از این قبیل که پاسخ عملی مناسب به آنها می تواند بر سلامت و سعادت ما و جامعه ای که در آن زندگی می کنیم افزوده؛ و نمای زیباتری از شهر شیعه و شهروند شیعی را نمایش دهد.

 والسلام علی عبادالله الصالحین والحمدلله رب العالمین